بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

(این داستان، متن، منطق‌، یا فلسفه‌ای غیرواقعی و دروغین است. واقعن واقعی نیست.)


قدیم تر ها یک چیزی بود، فکر می کنم چوب خدا می گفتندش، خیلی درد داشت...

به این شاید بگویند بینیِ جزغاله شده یا پوزه ی به خاک مالیده شده. بله همینی که روی صورتم آویزان است همان بینی جزغاله و پوزه ی مالیده به خاک است.

گمان کنم بدجور شکست خورده‌ی این واژه هایی شده ام که بر صفحه به بازیشان گرفتم.

یک عمر بنشینی و بازی یک عده تماشا کنی. ببینی چه طور یک به یک می بازند و بازهم پا در این بازی می گذارند و بخندی! بخندی به این سودای دیوانه کننده‌ای که مثل قرص های روان گردانِ حالا هجومِ اوهامی غیر واقعی به ذهن این موجود ضعیف و پرادعا را باعث می شود، همه را برلب پرتگاه می برد و پرتشان می کند به قعر خاموش یک حس.

قعر و عمق دره‌ای که از یک حس است، مالِ یک حس است اما به واقع زندانی‌ست برای اجبار بازندگانِ بازی به یک کار. به یک کاری به مشقت جان کندن؛  برای حبس احساسِ بردایره ریخته شده و بازی شده در اتاقکی به نامِ فراموشی در سرِ پرسودای انسان بازنده‌ی نفهم!

یک عمر بنشینی به بی ثباتی و کوری و احساس گسیختگی این آدم ها بخندی و آن قدر شعار بدهی که هرگز به مخیله‌ی میکروبِ کفِ دستت هم خطور نکند که روزی تو هم غرقه‌ی این بحر شوی...

بعد یک روزِ سردِ پاییزی متوجه نبود همان به قمار بر دایره ریخته شده بشوی و پریشان شوی و سرگردان صندوقچه‌های انبار شده در اتاق بغلیِ فراموشی در سرت را زیر و رو کنی و عاقبت بنشینی بزنی بر سر که واویلا از این خنده‌های متمسخرانه که سر به باد داد!

متوجه شوی سرد است، بگردی دنبال آن گرما و رد آن را در خاطرات بیابی که روزی، یک جایی وقتی خیلی داغ بوده‌ای در دستان کس دیگری جاش گذاشته‌ای...

و حالا سرد است و حالا پای احتیاج می آید وسط و فاش می شود دلیل آن همه سربرباد دادن های فرهادگونه و جنون وارِ سقوط کنندگان دره ی احساس...فاش شود "احتیاج".

سرد است، ترکه‌ی انارِ خشک شده ای که خیس بوده، خیسی رویش یخ بسته و بی چاره یخ کرده!

- حالِ من به هم می‌خورد از این نسبت‌های دل ریش کنی که به احساس های کودکانه و خام و زشتتان می دهید.

  • ۹۲/۰۸/۰۸
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">