بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

السلام علیک یا حضرتِ ماه‌تاب

سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۳

 سکن، سکین، سکینة..

ساکن است ساکت است، ساکن دلِ ماه و سکنتِ ماه‌تاب است،

می‌گوید : ماه

می‌شود آه...

می‌شود ه

ه‍ دوچشم

ه‍ با دوچشمِ خون‌بار

ه‍ با دو چشمِ خون‌بار

ه‍ که تمنای دیدار آخر دارد

می‌شود آن دو چشم حرامی که از لبالب شدنِ حفره‌ی خون گرفته‌ی چشمِ ماه، جرأت چریدن کرد...

می‌گوید : ماه

می‌شود مه‌تاب

همان «مه‌تاب که بالای سر تنهایی‌ست»*

همان مه‌تاب که بالای سر تنهایی بال درآورد

همان مه‌تاب که بال در آورد و پرید، مثل رنگی از چهره‌ی ساکنِ ساکت مه‌تاب پرید...

همان مه‌تاب که دور سرِ تنهایی گشت و آب شد...

آن مه‌تابی که آب شد اما نبارید، آب شد و سوخت، از عطشِ دلِ دریاییِ تنهایی اما دستش نرسید به کمر شکسته‌اش، که دستش افتاده بود کنارِ فرات...

تنهایی، همان «همه تن سر» که برید از تن‌ها... آن کمر شکسته که دور سرش گشته جهان و آب شده اما هنوز تشنه‌ی یار است...

«کسی بزرگ‌تر از امتحان ابراهیم

کسی چنان که به مذبح برید چاقویش...»**

آه با ه دو چشم... بریده باد دو دست نگاهم... بریده باید دو دست نگاهم که دیدنتان نتواند و کسی نمی‌داند از ثقلت این غم بر سینه‌ی من که نزدیک است دلم بترکد و کاش که بترکد.

کاش بیایید شما اشک‌‌هایی که پلک‌های امیرم را به خون انداخته‌اید و هنوز به چشم زینب نیامده‌اید... ای کاش الی الابد بیایید بشویید دستان این نگاه مجرم را...


رحم خدا بر پلک‌های به خون نشسته‌تان آقا! رحم درد بر قلب دردناکتان ام‌شب و این شب‌ها...

«سلام بر گریبان‌های چاک‌شده. سلام بر آن لب‌های خشکیده. سلام بر جان‌های بلا رسیده. سلام بر ارواح ربوده شده. سلام بر جسدهای برهنه مانده سلام بر پیکر های تغییر رنگ یافته. سلام بر خون های جاری‌شده. سلام بر اعضای قطعه قطعه شده. سلام بر سرهای به نیزه بالا رفته سلام بر زن‌های آشکار شده از خیام حرم...

سلام بر بدن‌های برهنه. سلام بر اهل‌بیت پیامبر. سلام بر به خاک افتاده‌گان در بیابان. سلام بر دور افتاده‌گان از وطن‌ها. سلام بر مدفونین بدون کفن. سلام برسرهای جدا شده از بدن‌ها. سلام بر حساب‌گر شکیبا. سلام بر مظلوم بی یار و یاور...

سلام بر کسی که محاسنش به خون خضاب شده سلام بر کسی که گونه‌اش به خاک آلوده. سلام بر بدنی که لباسش را به غنیمت بردند. سلام بر دندانی که با چوب خیزران نواخته شد. سلام بر سر به نیزه بالا رفته. سلام بر جسدهای برهنه مانده در بیابان که گرگ‌ها تجاوزشان کردند و پاره‌شان کردند و درنده‌گان خون‌خوار دورشان می آمدند و آمد و شد می‌کردند. سلام برتو ای مولای من و بر ملائکه‌ی پرواز کننده گرداگرد گنبد و بارگاهت و گردش کننده اطراف مزارت و طواف کننده در صحن وسرات...».***


پی‌نوشت :

*از سهراب :ماه بالای سرِ تنهایی‌ست...

**بیتی از فاضل نظری

***قسمتی از «زیارت ناحیه‌ی مقدسه» به نقل مستقیم قول از حضرت حجّة (عجّل اللّٰه تعالیٰ فرجهُ الشّریف).

  • ۹۳/۰۸/۱۳
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">