بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

به نام پروردگار نور...

گنجشکک من سلام،

بهارِ سفید روی من، زمینی شدنت مبارک! زمینی شدنت و بهاری شدنِ همه فصل‌های زمین مبارک!

غنچه‌ی کوچک و سپیدبرگم آمدنت را، شوق، یک دنیا هم بگویم، کم است.



نخوانده، بخوان این حرف‌های مگو را از نگاهم، از لرزش صدایم...

بال‌هایی که از تو گرفتند... این پاها زمین‌گیرمان کرده‌اند...

بهارکم به این دنیا دل نبازی! بوسه‌ی سرخ ماه را بر پیشانی‌ات ماه پیشانی، از یاد نبری!

گرمیِ جانت را در دستانت بگیر، جهان را گرم کن...

زمستان است و بی برگی! بیا ای بادِ نو روزم!



  • ۹۳/۱۰/۰۹
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">