بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

نامهربان پتو بیاور

چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۳

از بخت‌یاری ماست

که دشمنانمان عاشقمان می‌شوند

و دوستانمان گماشته‌ی دشمنانمانند.

...

تو می‌روی و می‌آیی

نمی‌مانی...

...

نگاهم نمی‌کنی

نگاهم که می‌کنی، 

می‌مانی...

من می‌خندم،

الکی می‌خندم

تا نگاهم که می‌کنی،

چشمت نیفتد به آن اندوه دیرین

که ماناست به سکنت وجودم

...

تو خشم‌گین نگاهم می‌کنی

و من محزون،

می‌خندم

الکی می‌خندم

تو نمی‌خندی

و این از بخت‌یاری من است

..

دنیا سرد است

سرد سرد


-آدم تنهاست،

به ضربت کراهاتش


-دارایی آدمی

آن چیزهاست که ندارد...

*لکان


خورشید من کجایی؟ سرد است خانه‌ی من...

  • ۹۳/۱۲/۰۶
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">