بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

در چراگاه زیستن

سه شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳

تو یک گاو بوده‌ای در علف‌زار و شاید گلستانِ بودنم!

که بی‌گمان چراگاهش دیده‌اند چشمان درشت و گاوی‌ات!

تو یک گاو بوده‌ای در چراگاه زیستنم و از بد روزگار پرخور و خوش‌اشتها.

چریده‌ای و چریده‌ای!
آن‌قدر که دیگر نماند "عین"ِ آغازین الف‌بای بودنم به نیابت از چشمانت...
نماند علفی و نه عشقی و نه عقلی.

گفتند : «صادقانه‌ترین عشق انسان به غذاست.»

حالا فهمیده‌ام بودن تو اصلا در محدوده‌ی زیست انسان نبوده‌ گاو خوش‌خور من!

که با این اوصاف حتما عشق گاوها به غذا فناپذیر است!

پرخوری‌ات درد من نیست.
هیچت درد است و همه‌چیزت درد من نیست!

  • ۹۳/۰۲/۱۶
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">