بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

غروب و جمعه و دل‌تنگی‌اش...

شرمنده‌ی رخسار منورتان آقا!

گم شده‌ام و بس گم‌گشته‌ها دارم...

و من در این وانفسا فلسفه‌ی صلوات ضراب جمعه‌گانه‌م را ندانم...

بیا بیا کردن را ندانم.

شاید این جمعه بیایی... 

شاید!

شاید؟!

نه، نشاید! این قدوم شماست که شایسته‌ی غربت است و بی‌هم‌سفری؟

نه نیست و نشاید که بیایی آقا!

هوای این‌جا، این شهر، سنگین است! بو می‌دهد. بوی ناپاکی...

بوی تعفن شکم‌های ‌گنده‌ای که رمضان‌ها قضا کرده‌اند، سگ‌ها را حریص‌تر کرده‌است... بوی برخاسته از پوسیدگی استخوان‌های کودکانِ مکلف نشده‌ای که همه عمر روزه گرفته‌اند، کبوترها را از شهر گریزان کرده.

مردم ما اسراف‌کارند، جوی‌های آب پرند از احساساتی‌ که بی‌حساب خرج سگان پاسبان کوی شهوت و لذت شده‌اند. هم‌سایه‌ها مالک شده‌اند، پنجره‌های ارتباط‌های انسانی را حیوانی شکسته‌اند و به حریم هم‌سایگانشان تجاوز کرده‌اند، سایه‌ی سر و حجاب‌های هم را به رضایت هم دریده‌اند...

نماز‌هاشان را پشت متال و مستی قضا کرده‌اند...

نفس‌کش در هوایشان، سینه‌ام تنگ است. از ریسیور و تحلیل داعْش (!) توی بی‌بی‌سی و حکم هم‌کاری پشت پرده‌ی ایران و آمریکا! حالم متهوع است.

از سکوتم شرمنده‌ام، از غیبت‌ها و کله‌پاچه‌ی فلان بنده‌خدای خداپرست تا فلان بنده‌ی خداناپرست را بارگذاشتن! از وقت‌هایی که مثل آب پرفشارِ روان از شیرآب به آب‌راه رها کردم بی‌سر سوزن نگرانیی... از احساسات خامِ اسراف‌شده، از قرآن‌خواندن‌های بی‌تدبر، از سببیت ضعف روانی یک بنده‌خدای ده‌جا گیر...

غروب جمعه‌هایی که دغدغه‌ام صلوات ضراب اصفهانی هست، ظهور آقا نیست، از بغض‌های رها شده‌ای که از بار گناه دریچه‌ی اشک شکسته‌اند ، از توبه‌های هزاران بارانه، از تعصب، از حماقت، از دورویی، از بی‌دردی... از هم‌راهی با جماعت احمق و توجیح‌های بی‌اساس...

سینه‌ام تنگ است و بغضم عذاب‌آور... ادرکنی! یا امیری! اشفع لی عند ربک...

سخت دل‌تنگم، دل‌تنگم، دل‌تنگ از شهر

بار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر

بار کن دیر شد ای دوست! که ماندیم از گشت

بخت ماند این طرف از جلوه و بُختی از دشت...

محمدعلی معلم دامغانی


  • ۹۳/۰۳/۳۰
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">