بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

شوق التّحلیق

جمعه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
حضرت امیر، زیباترین نگاه‌های خداوند نثارش، فرماید زهد میان دو چیز است، این که غمِ گذشته را مخوری و به آینده و آن‌چه خواهد آمد، شادمان مباشی...
آن‌چه من خواندم البته ادامه هم داشت اما این قسمت از کلامشان دانی چه گوید؟ به نگاهم آمد زنده‌گی میان این دو چیز است... و بعد زهد.
قسمت اولش آسان است ؛ دوّمی نه. هر سپیده امیدی‌ست دیگر و ...
از شعار دادن گریزانم.
اما کاش نگاهی نصیبمان شود. کاش کاش.
آن گونه که گفت رنج‌ها هم کران داند. ننشینیم به انتظار این کران... این قدم‌های شَل را می‌گمارم به دویدن پی اش. کاش کاش.
.
چیزی هست که باید برای کسی بنویسم و به اعتراف می‌ماند. با همه پرحرفی‌هام نوشتنش خیلی سنگین و سخت است. آن طوری که هر کلمه را هزار بار پاک می‌کنم و جاگزین می‌گذارم و آخرش هم اشکم در می‌آید که نمی‌دانم چه طور می‌شود به‌ترش کرد. اما فردا دیگر آخرهای این راه است. باید تمامش کنم. وقتی نمانده.
.
سه شنبه دارم می‌روم خانه‌ی میم تا برای یک هفته آن‌جا بمانم. یک اتفاق خوب. باید کمی دیگر این آدم‌ها را نبینم. باید اندکی این جماعت را از شر همیشه بودنم خلاصی داد.
بعد از آن یک هفته، توفانی سهمگین انتظارم را می‌کشد که فرار ازش محال است و تنها راهم، حل شدن است توی موج عظیمش. و من فقط باید به آن فکر نکنم. حضرت امیرم فرمود زمان همه چیز را حل می‌کند... و کاش کمی صبر ببخشد خدا به این زبانم.
بعدش حل می‌شوم توی همیشه حلّالی به‌ترین سی روزی که عاشقانه لحظه لحظه‌اش را دوست می‌دارم. سی روزی که اگر هیچ روزی در سال نتواند حال خرابم را خوب کند، تک تک لحظه‌هاش کار هزار ازآن روزها درست کند و مثل مادری مقتدر بر سر احوالم قامت راست دارد.
.
غروب می‌شود. پست گذاشته‌اند : جمله‌ای براش بنویسید. کامنت نمی‌گذارم. توی سینه‌ام می‌نویسم : برای حال خراب دل ما امّن یجیب بخوان حضرت دل‌بر.. بیا بیا به دل، نگاه و دستمان... جواب کامنت من را بدهد به دلم کاش :)
.
غروب می‌شود، راه بغض هم‌وار.
فقط کمی از این آدم‌های مریض متنفرم. ترجیح من گاهی شاید به میانه‌ی اینان به شناخته شدن به کُفر و ارتداد است. [با شرم بسیار]
.
می‌روم پروازی آغاز کنم به فراز این ویرانه‌ی دیرین... یا رفیق!
.
خدای بلندم، استجب مسئلة رفیقی یا رفیق من لا رفیق له.
  • ۹۴/۰۳/۲۲
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">