بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

دستم درد گرفته، یک درد مبهم که معلوم نیست درست از کدام نقطه تیر خود را در کمان می‌کشد.

همین که تو نباشی، همین حالا، گذشته‌های خیلی دور و شاید تا همیشه، خودش مسبب یک بیماری روانی‌ست، خودش ظاهرساز مالیخولیا یا اسکیزوفرنی‌ست. این نبودنت خودش به دوش کش بار اتهام تمام لحظه‌های تلخ و چشیدنی زنده‌بودن آدم‌ست،  این‌که نبودنت در فهم آدم بگنجد اما آن‌قدر روانی شده‌باشد که نخواهد دردت را از دست بدهد، حالی که فهمیده باشد نبودنِ هیچ‌گاه و تاهمیشه‌ات را.

نه، این فراتر از مالیخولیا و اسکیزوفرنی یا درد موضعی دست می‌تواند باشد... شاید حتا فراتر از جنون، یک بیماری کشف‌نشده که جنون، یا اصلن همه‌ی حروف و کلمات نتوانند دردش را خوب ادا کنند. مرضی که به گمان خاک‌نشینان عادت و اعتیاد باشد و در ماده ظهور پیدا کرده‌باشد، در موادی که موهوم‌ند و توهم‌زا و مخدر نام گرفته‌اند. اما این فقط به گمان‌شان باشد و مرض ناشناخته‌ی ما، فراتر از ماده، خودش اثبات نسبیت‌عام انیشتین باشد با نادیده‌گرفتن زمان و سرعتِ نور. اصلن شاید از جنس نور باشد...

فلسفه می‌بافم، چرت و پلا می‌بافم... درد می‌کند، همان‌که نیست و نمی‌دانم چی‌ست!

شاید این درد در بعضی‌ها شاعرصفت ظاهر می‌شود، در بعضی‌ها فیلسوف‌مئابانه، در بعضی دیگر اندیشمندانه و انیشتین‌وار و حتمن من از آن استثناعات افتضاحی بوده‌ام که تقدیرم شده چرت و پلا بافی!

شاید از ازل عده‌ای انتخاب شده‌اند که از زمین گریزان شوند، که در زمین سخت درد بکشند و از آن آسان جسم و جان بکنند، که دریچه‌ی ورود دردزا چشمانشان باشد و نوری سفید، روی سوی چشمانشان را کم کرده‌باشد از روشنی! و آدم معتاد شده‌باشد، به ساعت‌ها خیره‌ماندن در شفافیت آن روشنایی معتاد شده باشد. نور چشمانش را زده باشد، تدریجی همه‌جای بدنش را، دردناک، زده‌باشد. زده‌باشد اما شیرین‌تر شده‌باشد و آدم از پشت پنجره‌ی هستی‌اش به قیمت درد سرک کشیده‌باشد تا لقای مجدد..

و کس نداند از ازل تا ابد عاقبت دچارشدنش انحلال در آن نور سرد و سفید باشد یا محو در نیستی و نابودی...

فلسفه می‌بافم، چرت و پلا می‌بافم... درد می‌کند، همان‌که نیست و نمی‌دانم چی‌ست...

دردناک تر از تو، تویی..

  • ۹۳/۰۴/۰۲
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">