بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

سوختم

سه شنبه, ۲ آذر ۱۳۹۵

صدای تو،

مثل خنجرِ سیلیِ

بادی

آتشین تر از تعصب زمستان

شد

وسط این خزانِ با هم بودن

بر صورت سوزدیده‌ی قلب سردم

از سرود دسته‌جمعیِ

"سکوت"*

که تمام حروف تنهایی دل من می‌شد 

                                          به آواز

از لبانِ خودت


بر عزای خودم...


من خسته‌ام، خسته‌ام از این همه.

تو بدی. بالله که بدی.



*[تو فقط] سکوت قلبتو نشکن...


- این روزِ تاریخی...

  • ۹۵/۰۹/۰۲
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">