بی‌چون

چو این تبدیل‌ها آمد،
نه هامون ماند
و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد
که چون غرق است
در بی‌چون

چه دانم من دگر چون شد

آخرین مطالب
نویسندگان

گاه گاه آه

سه شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۳

آدم‌ها گاهی خیلی بی‌رحمند.

آدم‌ها گاهی خیلی نفهمند، گاهی خیلی بد اذیتت می‌کنند.

وقتی خیلی تخریبت می‌کنند و به‌شان می‌خندی، ناراحت می‌شوند و طلب‌کار!

وقتی از ته دل لذت می‌بری و چیز جالب توجهی برایشان وجود ندارد، دورت می‌کنند، حواست را پرت می‌کنند.

وقتی اشک شوق می‌ریزی در آغوشت می‌گیرند و سرت فریاد می‌کشند : بس کن، داری خودت را اذیت می‌کنی!

وقتی گریه‌ات را به صد حربه و تعذیب گم می‌کنی توی سکوت و لب‌خند، می‌آیند سرت را در دستانشان می‌گیرند و با بی‌اعتنایی به نگاهی که التماس می‌کند رهایش کنند، وادارت می‌کنند روی غده‌ی بغض گلوت حرف بزنی... فرو می‌ریزندت و در منطقی‌ترین حال می‌گویند : تو این‌طوری، چرا می‌خواهی حرف نزنی؟ چرا می‌خواهی گریه نکنی؟

آدم‌ها برایت تعیین و تکلیف می‌کنند. مجبورت می‌کنند.

وقتی ناراحتی، می‌گویند : ناراحت نباش!

وقتی نمی‌گویی یک چیزهایی را که دردت می‌دهند و اصلن نمی‌توانی بگویی، به هزار فن زخم می‌زنند و از موقعیتشان سوء استفاده‌ی عاطفی می‌کنند بابت این‌که این حق را به‌شان نمی‌دهی همه چیز را بدانند، این‌که می‌دانی کاری نمی‌توانند بکنند و هزار دلیل! وقتی هم بگویی نکوهشت می‌کنند بابتش، از خودشان می‌گویند، خودشان را مقایسه می‌کنند، می‌زنند توی سرت...

بت‌هات را می‌شکنند مرزها و دیوارهات را فرو می‌ریزند.

راحت توصیفت می‌کنند، بی‌پروا قضاوتت می‌کنند. بعد نصیحتت می‌کنند و راه‌کار اصلاح ارائه می‌دهند. از سکوتت جبهه می‌سازند، از بازی‌های لفظی و خنده‌های الکی‌ت برج و بارو.

آدم‌ها نمی‌فهمندت و اسم نفهمی‌هاشان را روی تو می‌گذارند : ایده‌آلیست، عرفانی، متخیل...

  • ۹۳/۱۲/۰۵
  • روشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">